با سال daddy's home  رو دیدیم..خودش گفته بود فیلم ببینیم. اولش یه ایرانی گذاش که زینال داش و شقایق فراهانیِ لاک بزن و ..کلاشینکوف فکر کنم...حوصله‌ی تلخی و بدبختی ندارم. صورتم نمی‌دونم چطوریا شد که سال گفت خارجی هم هست..یه کمدی و دوتا نمی‌دونم چی. خوب کمدی رو گذاشت چون من خواستم.
نمی‌تونم بگم خیلی خوب بود. جاهایی به نظرم زننده اومد. مقایسه‌ی بیضه‌ی مردا و تحقیر کردن نقش مقابل مردِ قوی داستان و...دوس نداشتم. آزاردهنده بود بی‌که محلش بدم رد شدم ازش..اما جاهایی خندوند من رو.
وقتی با توپ می‌زنه تو صورت یکی از دخترای تشویق‌کننده یا توی صورت پسرک معلول ویلچرنشین..چرت و پرت زیاد داشت اما خندیدم پاش..
بازی ویل فرل رو دوس دارم معمولا از زمانی که با افسانه‌ی ران بُرگندی‌اش مجذوبم کرد فیلماش رو معمولا دنبال می‌کنم. جز فیلمی که این اواخر دیدم ازش و علاقه‌ای بش نداشتم...با یه سیاهپوست بود که قرار بود بره زندان مثلا و...نتونستم دنبالش کنم..بی‎‌ادبی‌ و چیزای این‌طوری‌اش خارج از حد تحمل و سلیقه‌ام بود...تو این فیلم هم بازی‌اش خوب یا بد نبود..خود همیشگی‌اش بود..چیز جدیدی نداش...کل فیلم البته فیلم قوی یا خلاقیت‌داری نیس...صرفا برای سر گذاشتن رو سینه‌ی سال و خندیدن خوبه..و البته سر خوردن از مبل و تنها نشستن و باز خندیدن..
اگه این‌همه روی بزرگی کوچیکی و ناقص و کامل بودن بیضه‌ها مانور نمی‌دادن بهتر بود برای چشم و گوش و جان و ادب و حیامون...اما دوس داشتن خوب..
دیگه چی؟
هیچی دیگه..این فیلم رو با سال دیدیم..کمی خندیدیم..بعدش بارون زد رفتیم تو ماشین دور زدیم..سال سر و سینه‌ی عریان زیر چادرم رو پوشوند..در مورد حسینی و مظهری و گل‌مرادی برام گف...درمورد رئیسش..مهدی‌زاده و اون یکی مراد‌بیگی و نمی‌دانم کی..همه را شنیدم...نظر دادم..به‌اش گفتم از همه بهتر باهوشتر..داناتر..و کلی ترتره..که دروغ هم نگفته بودم..کلا وقتی حموم می‌ره و مسواک می‌زنه انسون خوبیه.
بم گف دیگه ندم خورشتام رو زن ف بپزه. کاری که امروز کرده بود..و به قول سال گشته بود تو بامیه‌ها.
امروز حالم بد بود زن ف اومد ظرف برام شست و ناهار پخت یعنی.
چی بگم خورشته رو که کسی نخورد. چون نه معلوم بود قیمه‌اس نه معلوم بود خورش بامیه..برنج هم ..
خو دیگه کسی نخورد..خودم کمی خوردم..
به سال گفتم باشه..تصمیم گرفتیم باغچه رو سروسامونی بدیم..بش گفتم برام یخچال فریزر و میز آرایش و تخت و پاتختی و طلا و روتختی زرد رنگ و یه جا گلدونی برای پیچک تو آشپزخونه و یه سگ گرگی و از اینا بخره.
همه رو گف باشه جز سگ گرگی.
یه روباه دیدیم..بش گفتم چون دیگه نی‌نی‌دار نمی‌شم برام مرغ خروس بخره..گفت ربطی نداره اما باشه.
بش گفتم دلم می‌خواد لاغر بشم..گف اگه بخوام می‌تونم..بش گفتم مادرش چی بم گفته ..گف محلش ندم وقتی حرف می‌زنه انگار نشنیدم حرف خودم رو ادامه بدم..بش گفتم خواب دیدم...و براش تعریف کردم چی دیدم...بش گفتم جشن نانا بیست و پنجمه...و من الکی به نانا گفتم مدرسه‌اش یه هفته دیگه تموم.
گفت مهم نیست.
بش گفتم وقتی حموم می‌ره زیرپوشش بوی خوب می‌ده و من وقت خوبی روی سینه‌اش می‌‌گذرونم..بعد گفت باز حرف بزن ..من حرف زدم اون خوابید.
من این رو نوشتم.
و دلم می‌خواد ...
نه در مورد بوسی نمی‌نویسم دردآوره. دوتا از بچه‌هاش رو پیدا کردم..تو شکم مامانشون می‌خوابن چسبیده به هم. اون وتا کجان..فکر کردن بشون عذابم می‌ده قلبم درد می‌گیره.
مثل الان که نفس عمیقی کشیدم که جلوی بند اومدن نفسم رو بگیرم.
الان سال خروپف می‌کنه..من بچه‌هام و بیشتر چیزای دنیا رو دوس دارم. اگه چراغ خواب داشتم کتاب می‌خوندم..اما چراغش سوخته ..سال گفته فردا درستش می‌کنه برام..
خودم فکر کنم بتونم..بلدم..اما نمی‌دونم چرا همیشه دوس دارم سال انجام بده اینا رو...تو اینترنت نوشته بود..که مردا دوس دارن مدیریت کنن اما دوس ندارن زن ضعیف و وابسته باشه و آویزون بشون و هی ازشون کمک بخواد..
این رو با حالی گرفته و دلی غصه‌دار به سال گفتم..سرم رو فشار داد و گفت کس مادر اینترنت و چیزایی که توش می‌نویسن.
فحش نمی‌ده و بده هم خوشحال نمی‌شم اما برای این یکی خیلی تو دلم خندیدم.

منبع : خواب‌هایی که تعقیبم می‌کنندsalooti's home منبع : خواب‌هایی که تعقیبم می‌کنندsalooti's home منبع : خواب‌هایی که تعقیبم می‌کنندsalooti's home
برچسب ها : گفتم ,فیلم ,برام ,باشه ,نمی‌دونم ,گفته ,حموم می‌ره ,وقتی حموم